شما در حال مرور بایگانی ماهانهٔ اوت 2010 هستید.

اسوه های من

این یک نوشته علمی نیست ، یک نوشته اخلاقی و یا اجتماعی هم نیست . این نوشته به واقع یک دل نوشته است . یک دلنوشته که شاید خواندنش فقط به درد خودم بخورد .

نمی دانم ، تا به حال از خودتان خجالت کشیده اید؟ تا به حال آنقدر از خودتان خجالت کشیده اید که حتی نتوانید در آینه به خودتان نگاه کنید و توی چشم خودتان ذل بزنید ؟ آیا تا به حال احساس کرده اید که به اندازه ثانیه های عمرتان به خودتان ، به خدا و به همه آدمهای عالم بدهکار هستید ؟

من امشب چنین احساسی را برای بار چندم تجربه کردم . دقیقا وقتی نشسته بودم و فیلم بلند و مستند بروبچه های روایت فتح را درباره امام موسی صدر (اعاده الله الینا) می دیدم .

اصلا نمی شود که از حلقه اول این سریال مستند جلوی چشمهایت را بگیری تا نگریند یا جلوی دلت را بگیری تا نشکند و از همه سخت تر خودت را به غفلت بزنی تا از خودت شرمسار و خجالت زده نشوی که اگر مسلمانی آن است که از امام موسی صدر (اعاده الله الینا) می بینی تو چه می گویی و چه ادعا می کنی ؟

در خودت احساس حقارت می کنی وقتی می بینی اثر وجودیت فقط کم کردن اکسیژن و افزایش فضولات زمین است ، وقتی می بینی خاصیّت بودَنَت آنقدر ناچیز است که اگر نباشی هم هیچ اتفاقی نمی افتد . زیادِ زیادش زن و بچه ات و بعضی از رفقا و فامیل و دوستان و آشنایانت یک مدتی برایت گریه می کنند و بعد هم کم کم کمرنگ و بعد هم بی رنگ می شوی ، تازه این در صورتی است که آنقدر خوب باشی که کسی نگوید خوب شد که شّرش از سر خانواده و جامعه اش کم شد .

یک بار دیگر هم وقتی داشتم درباره اندیشه و سیره شهید مظلوم آیت الله دکتر بهشتی (قدس سره) مطالعه می کردم  به همین حال افتادم و بارهای دیگر نیز …

وقتی کتاب وجود شخصیتهای ممتازی چون امام موسی صدر و شهید مظلوم بهشتی را ورق می زنی قوّیاً احساس می کنی که تو کتابچه که هیچ ورق پاره ای را می مانی که کف خیابان ، با باد می رقصد .

از خودت می پرسی حالا تکلیف من چیست ؟ اگر بخواهم ورق پاره نباشم ؟ اگر بخواهم کف زمین نیافتم و با باد نرقصم ؟ اگر بخواهم مسلمان باشم ؟ اگر بخواهم انسان باشم ؟ اگر بخواهم که از خودم کمتر خجالت بکشم ؟ و صدها اگر بخواهم دیگر …

و جوابت را از گستره وجودی و نقش الگویی همان ها که تو را به وادی حیرت کشیده اند می گیری که : «  بسم الله بگو و دست بر سر زانو بگذار و راه بیفت . اول اسلام شناس شو تا خدا شناس شده باشی و انسان شناس . آنوقت تلاش کن تا هر قدر اسلام را ، خدا را و انسان را شناختی ، همان قدر انسان بشوی . کوچک و خود بین نباش ، متدیّن باش اما فرقه گرا و تنگ نظر نباش . می شنوی که می گویند : آزاد شو تا انسان بشوی . آزاد از خودت و آزاد از دیگران و آزاد از همه چیز و همه کس به غیر از خدا . به معنی واقعی آزاد شو ، آزاد حتی از ما . اما بدان تا از خودت آزاد نشوی از غیر خودت رها نمی شوی و تا آزاد نشوی انسان نمی شوی و خدا خواسته که تو انسان باشی . وقتی انسان می شوی که برای خدا به انسان خدمت کنی ، انسانِ خدا ، همان انسانی که اگر غبار فطرت الهی اش را کنار بزنی به جز خدا را نمی بیند . همان انسانی که خدا برترین پیامبرش را به سوی همه افراد او فرستاد بی آنکه به او بگوید این آدمها کی هستند و کجایی هستند و چه رنگی … . این قدر حرف نزن ! اهل عمل باش اما تظاهر و ریا نکن ، خودت الگوی آن انسانی بشو که ادعایش را داری . بگذار انسانها ببینند که انسانِ خدا از همه انسانها بهتر است .»

آنقدر با زبان بی زبانی به تو راه چگونه انسان بودن را خوب یاد می دهند که هر چه این کتاب مبارک را ورق می زنی سیر نمی شوی و به خودت می گویی : خدایا! وقتی انسانهای صالح ، بندگان راستین تو در درجه ای غیر معصومانه به این مرتبه از پاکی و جذابیت رسیده اند که از سنگ خاره دل من موم می سازند ! چه می شود اگر یک بار ، فقط یک بار در پرتو خورشید نگاه امام معصوم عصرم (عج) قرار بگیرم .

یکباره از آن مستی فرح بخش بیرون می آیی و آنوقت می بینی که چه راه طولانی در مقابل توست و برای تو که پاهای ضعیفت حتی یک قدم هم بر نداشته رفتن این مسیر دشوار به نظر می آید و از سویی دیگر اگر بخواهی بمانی باید که بروی . و چه فرصتی برای رفتن بهتر از همین ماه .

خدایا !

ماه رمضان است و ما به میهمانی ماه تو مفتخریم . خدایا به برکت این ماه و حرمت غربت سی ساله امام موسی صدر و رنج اسارتش و به حرمت خون بهشتی مظلوم و مظلومیت مستمرّش سوگندت می دهم که  عزممان را جزم ، همّت مان را والا ، قدمهایمان را استوار و جسممان را در طی این طریق تعالی بخش و رهایی آفرین ، قدرت بخشی .

امام موسی صدر دام ظله خواستم تا به مناسبت ماه رمضان چیزی بنویسم ، اما بگذار تا امام موسی صدر ( دام ظله )  برایمان سخن بگوید :

بیم آن می رود که ماه رمضان به عادت بی روحی تبدیل شود که شعایرِ آن تنها عادتها و رسومی سرگرم کننده باشد و از همه معانی اصلی و روح حقیقی خود تهی گردد . با یک نگاه گذرا در می یابیم که این مصیبت ، یعنی مصیبتی که روزه و رمضان به آن مبتلا شده اند ، مصیبتی است که بر همه عبادات و مناسک دینی سایه افکنده است . این بیماری به عبادات و مراسم دیگر سرایت کرده و به اماکن مقّدس ، شعایر دینی و همه رهنمودهای آسمانی حمله ور شده است … این فاجعه پس از آن رخ داد که به آموزه های آسمانی قالبهای زمینی محدود و معّین داده شد . همه چیز کمّی شد و برای آن اندازه گیری و درجه بندی وضع گردید .

ببینید آیا کارآیی دین و تأثیر تعالیمِ آن را در زندگی خود از دست نداده ایم ؟ آیا نقش راهبردی آن در هدایتِ انسان به پایان نرسیده است و به پاره ای آیینها ، یادگارها و سرگرمیها تبدیل نشده است ؟…

ای دین باوران ، آیا در روزه ما آثار روزه و در نمازمان عروج و پرواز به ملکوت آسمانها را می توان یافت ؟ آیا در فِطر و قربان ، جوهر و معانی این اعیاد را می بینید؟ آیا همه ما به شعایر دینی عمل می کنیم و از اماکن مقّدسه تأثیر می پذیریم ؟ و آیا گستره معنایی را که در مسجد الاقصی و کلیسای قیامت برای امتِ ما به ودیعه نهاده شده ، پیش از آنکه با اشغال این دو فضای مقدّس ضربه بخوریم و حسرت و خسارتِ آنها را بچشیم درک کرده بودیم ؟

… باید با نگاه واقع نگرِ فراگیر و با شهامت و تفکر رهنمودهای دینی را بازشناسی کنیم ، باشد که بار دیگر حرکتی نو آغاز کنیم و روح حیات را در آنها بدمیم . باید با هستی و وجود خود ، دین و آموزه های ارزشمند آن را در جایگاه رفیع آن بنشانیم و اجازه دهیم تا ابعاد وجود ما را مشخص کند و ما را در کثرتمان وحدت بخشد و تفرقه ما را به یکپارچگی بدل نماید .

امام موسی صدر ، اخلاق روزه ، ص 3

امام موسی صدر (حفظه الله ) در چند روز اخیر پایگاه اینترنتی ( روایت صدر ) برای 24 ساعت هک شد و دسترسی کاربران را با اختلال مواجه کرد . این مسئله علاوه بر آن که دل مشتاقان اندیشه و سیره نورانی امام موسی صدر ( اعاده الله الینا ) و علاقه مندان به آن شخصیت ممتاز جهان اسلام و جامعه شیعه را رنجور ساخت در جای خود زمینه تأمل تازه ای را پیرامون پیام همیشه زنده آن امام بزرگوار ، گشود .

» به راستی چه کسانی می خواهند تا روایتی از اندیشه و سیره و شخصیت امام موسی صدر ( دام ظله ) در میان نباشد و چرا ؟ » این سؤالی بود که این بار با حمله مزبور در ذهن من جان تازه ای گرفت و مرا به فکر فرو برود و به جستجو واداشت . به راستی چرا باید پایگاه ترویج اندیشه شخصیت ممتاز جهان اسلام و بلکه عالم انسانیت از سوی عده ای مورد هجوم قرار بگیرد ؟ انگیزه این هجوم چه می تواند باشد ؟ در این مدت گمانه زنی های متعددی در این مورد اتفاق افتاد و افراد مختلفی هر یک بنا به خواستگاه فکری و سلیقه ای خودشان انگشت اتهام را متوجه کسانی کردند ، اما به راستی چه کسانی به چنین کاری دست می زنند ؟ و چرا ؟

به نظر من برای پاسخ به این سؤال باید به سراغ خود امام موسی صدر ( حفظه الله تعالی ) برویم . باید او را ، اندیشه تابناکش را و سیره نورانیش را واکاوی و بازخوانی کنیم تا هم انگیزه و هم شخصیت این گروه یا گروه ها را به خوبی باز بشناسیم .

بی تردید امام موسی صدر (دام ظله) در زمان حضور آشکارش در جامعه اسلامی ، الگویی کم نظیر و قرائت علمی و عملی ناب ، فطرت پسند و سازگار با رشد همه جانبه انسان را از اسلام به جهان ارائه داد. الگویی که جامعه هفتاد و دو ملت و هزار پاره لبنان را (به عنوان جامعه نمونه) به سوی لبنانی مستقل ، آباد ، مقتدر و یکپارچه رهنمون کرد . جامعه به خواب رفته ی شیعیان لبنان را با دم مسیحایی اندیشه و عمل اسلامی اش زنده ساخت و پیروان ادیان ابراهیمی را به مثابه انگشتان یک دست در کنار یکدیگر مجتمع کرد . بنا به قول کاردینال فرانس کونیک ( اسقف اعظم اتریش ) امام موسی صدر ( ادام الله ایام عزّه ) تاریخ لبنان را به دو بخشِ قبل از خودش و بعد از خودش تقسیم کرد [ 1 ] تا تاریخ بشریت بداند که هنوز هم اگر اسلام آنچنان که هست رخ بنمایاند تاریخ عالم بشریت را به دو بخش تقسیم خواهد کرد .

اکنون او به عالم نشان داده بود که اسلام محمد (ص) و امامان معصوم عترتش (س) همان حقیقت نابی است که انسان را قبل از آنکه به نژاد و ملیّت و قوم و دین و مذهب بشناسد به انسان بودن و خلیفه خدا بودن و بنده او بودن می شناسد و تاج کرامت را بر فرق او می نهد . او نشان داده بود که اسلام ناب محمدی (ص) دفاع نظامی و قوه قهریه را نیز برای آزادی بشر از بند قدرتهای محدود کننده آزادی انسان می خواهد نه برای تفوق طلبی و استمرار قدرت و سلطه خویش . او با رفتارش فریاد زده بود که اسلام نه برای مسلمانان که برای همه انسانها دین سِلم و سلام است . او به انسان ها  آموخته بود که آزاد زیستن و آزادی را پاس داشتن رمز الهی زیستن و الهی ماندن و الهی مردن است .

او که معتقد بود »  آزادی رهایی از دیگران و رهایی از نفس است  » [ 2 ] ، داشتن چنین آزادی را نه فقط حق انسانی انسان بلکه حق الهیِ انسان می دانست و در سخنرانی تاریخی اش در مراسم روزه مسیحیان لبنان در کلیسای کبوشین بر علیه اشکال مختلف سلب آزادی چنین گفت :

» قالبهای سلب آزادی در گذر زمان تغییر یافته است . گاهی به صورت استبداد ، گاهی به صورت استعمار ، گاه به صورت نظام ارباب و رعیتی ، گاه به صورت تروریسم فکری و ادعای قیمومت بر مردم و نابالغ انگاشتن قدرت فکری آنان ، گاه به صورت استعمار نو و گاه به صورت تحمیل مواضع بر افراد یا ملتها رخ نموده است . فشارهای اقتصادی ، فرهنگی و فکری از مظاهر همین تضییقات است . سیاست محروم کردن برخی از مردم از فرصتها ، نگاه داشتنِ مردم در جهل و بی سوادی و محروم کردن مردم از بهداشت و فرصتهای تحرک و توسعه ، همه و همه از شکلهای مختلف سلب آزادی و در هم کوباندن توانمندی انسان است .

همین طور است تمام نیازهای انسانی ، که به قیمت نادیده گرفتن نیازهای دیگر انسان تقویت می شوند . شهوتها یکی از این نیازهاست که رشدی ناموزون یافته اند . هر نیازی در انسان انگیزه ساز و حرکت آفرین است ولی اگر به قیمت مغفول ماندن دیگر نیازها رشد یابد ، فاجعه آفرین خواهد بود . » [ 3 ]

بنا به آنچه گذشت فکر می کنم پاسخ دادن به سؤالات ابتدای نوشتار کار دشواری نخواهد بود . در میان انسانها فقط کسانی اندیشه ، سیره و شخصیت امام ما را تاب نخواهند آورد که تیغ تیز بیان الهی او را بر شاهرگ حیات منافع شیطانی شان می بینند . کسانی که حیات شان ، قدرتشان و منافع مختلف شان را در سلب آزادی انسانها و به بردگی کشیدن آنها یافته اند . برای چنین کسانی که چهره خویش را پشت نقابهایی ، از آزادی خواهی و  انسان دوستی گرفته تا دین خواهی و حمایت از مذهب و مقدسات ، پنهان کرده و می کنند اندیشه ، سیره ، شخصیت و حتی نام امام موسی صدر ( اعاده الله الینا ) همان کاری را می کند که تَبَر ابراهیم (ع) در بت خانه نمرودیان.

دور از ذهن نیست که این کسان از نام و یاد امام محرومان بترسند و از هر گونه تلاشی برای جلوگیری از ترویج اندیشه و سیره و راه امام صدر جلوگیری کنند . به راستی چه کسانی باید از گسترش دامنه مخاطبان اندیشه آن بزرگمرد و افزایش جماعت شیفته او و رهروان راهش هراس داشته باشند جز آنان که چراغ روشنگر اندیشه  او که برخواسته از بستر بی شائبه  و ناب  قرآن و عترت  است ، زوایای تاریک نگه داشته شده هویتشان را روشن می کند و پرده تزویر و حیله گری آنها را می درد ؛ و اگر این جماعت از امام و دوستاران امام احساس هراس نکرده بود چرا می باید به چنین رفتاری دست بزند ؟ آنان که از امام موسی صدر (دام ظله) می ترسند مثل همان خفاشان گریزان از نور اند که فکر می کنند اگر دریچه ای از نور را مسدود کنند ، خورشید را خاموش کرده اند . من نمی خواهم انگشت اتهامم را به سوی مصادیق خاصی بگیرم اما یقین دارم آنان که دست به چنین کاری زدند ، خواه ایرانی باشند یا غیر ایرانی  و با هر نام و شعاری ، یا خودشان از شیاطینی هستند که اندیشه آن امام مظلوم ، پرده از چهره شان کنار زده است، یا از عمّال جاهل و متعصب چنین شیاطینی .

تردید ندارم که چنین رفتارهای ظالمانه ، غیر اخلاقی ، غیر الهی و غیر انسانی ، جز بر عزّت و عظمت و پویایی نام و اندیشه و سیره امثال امام موسی صدر نخواهد فزود و برای مرتکبین آن جز زحمت و بی آبرویی و عاقبت سوزی نتیجه ای نخواهد داشت چرا که این وعده خداست که فرمود :

« يُريدُونَ لِيُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ » [ 4 ]

مى‏خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش كنند و حال آنكه خدا – گر چه كافران را ناخوش افتد – نور خود را كامل خواهد گردانيد.

———————————————-

پ . ن . 1 = مردی که زنده می ماند ، ص 52

پ . ن . 2 = ادیان در خدمت انسان ، ص 25

پ . ن . 3 = ادیان در خدمت انسان ، ص 18

پ . ن . 4 = سوره مبارکه صف آیه 8

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.